اخلمد / اخلومد
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


اخلمد / اخلومد

منطقه ای سر سبز از رشته کوه های بینالود


وبسایت

منطقه گردشگری اخلمد (اخلومد)

۰۱(www.akhlamad.com)  عکس های متفرقه 01www


برای ورود، کلیک کنید.


نوشته شده در چهارشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1393ساعت 02:05 ب.ظ توسط محمود آگاه| 0 نظر|

وب سایت روستای زیبای اخلمد/اخلومد راه اندازی گردید

برای ورود به آن ، به آدرس زیر بروید:

wWw. Akhlamad .IR 

نوشته شده در شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1391ساعت 12:11 ب.ظ توسط محمود آگاه| 1 نظر|




ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391ساعت 01:17 ب.ظ توسط محمود آگاه| 0 نظر|


مسئول پشتیبانی تیم




ادامه مطلب
نوشته شده در پنج‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 04:33 ب.ظ توسط محمود آگاه| 1 نظر|





ادامه مطلب
نوشته شده در پنج‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1391ساعت 04:23 ب.ظ توسط محمود آگاه| 2 نظر|





  برای تماشای این روستا از طریق دوربین ماهواره ای بصورت آنلاین، اینجا کلیک کنید



نوشته شده در شنبه 31 تیر‌ماه سال 1391ساعت 12:53 ب.ظ توسط محمود آگاه| 1 نظر|

لێ یارێ یک آهنگ کرمانجی بسیار غمگین است که در پی اسارت دختران ایل کُرمانج باچیانلوی (باچوانلو، باشقانلویا باشکانلو) قوچان در سحرگاه ۱۳ رمضان ۱۳۲۳ قمری مطابق با ۲۰ آبان ۱۲۸۴ شمسی و از دل یک جوان کُرد کُرمانج به نام بهمن در اسارت نامزدش گلنار برآمده است.


پیشینه و فلسفه شکل گیری لئ یاری (Lê Yarê) به یک قتل و غارت و اسارت بزرگ تاریخی که بر سر کرمانج های ایل باچوانلوی قوچان که یکی از ایلات مهم ایل بزرگ زعفرانلوی قوچان است رخ داد، برمی گردد. این اتفاق سحرگاه ۱۳ رمضان ۱۳۲۳ قمری مطابق با ۲۰ آبان ۱۲۸۴ شمسی و ۱۱ نوامبر ۱۹۰۵ میلادی توسط گروهی از ترکمانان غارتگر مسلح که بر اثر کینه دیرینه ی خوانین ایل شادلو با ایل زعفرانلوی قوچان به این امر تشویق و راهنمایی می شوند، شبانه بر سر چادرهای ایل کرمانج باچوانلو (باشکانلو یا باشقانلو) قوچان در مکانی در حوالی جنگاه شیروان ریخته و با کشتن مردان و آتش زدن چادرها حدود ۶۳ نفر زن و دختر از آنها اسیر کرده و به اسارت می برند. این حادثه آنچنان وحشتناک و غم انگیز بود که در سرتاسر کشور و حتی در بسیاری از روزنامه های خارج از کشور انتشار یافت.

بعد ها چند نفر معدود از اسرا خریده و آزاد گردیدند، اما بسیاری از آنان در اسارت به ازدواج جوانان ترکمن در آمدند و همانجا ماندند و فقط خداوند دانای نهان می داند که این گونه زندگی چه بر سر آنها آورد و چه روزگار مشقت بار و رنج آوری را تحمل نمودند.

گفته ها و روایات بسیار غم انگیزی در رابطه با این اسرا در طول زندگیشان در اسارت نقل شده است که شنیدن آنها دل هر شنونده ای را به درد می آورد.

آهنگ “لێ یارێ (Lê Yarê)” که امروز به عنوان برگی تاریخی بر ادبیات کرمانجی خراسان خودنمایی می کند و جایی برای خود باز کرده است و از آن زمان تاکنون در مجالس و محافل وسیله ی بخشی ها کرد خوانده می شود و مردم را غرق در تاثر و ماتم می سازد، از سینه ی پر داغ یک جوان کرمانج برخاسته که معشوق و نامزد عزیزش را در این شبیخون به اسارت برده و در بازارهای بخارا و خیوه فروخته اند.

بهمن آن جوان عاشق پیشه کرمانج که چوپانی یکی از گله های گوسفندان باچیانلوی قوچان را بر عهده داشت
روز دوم بعد از ماجرا بود که این خبر شوم و از همه بدتر اسارت گلنار در کوهستان شمالی جنگاه به بهمن رسید. او نمی توانست باور کند. او نمی توانست گلنارش را در اسارت دشمن ببیند. بهمن گله ی گوسفندان را در کوهستان رها کرد و به محل چادرها برگشت. اما غیر از تلی خاکستر چیزی بر جا ندید. همه چیز بر باد رفته بود. همه چیز به غارت و چپاول دزدان و عمال استبداد رفته بود. گلنار او با دست و کتف بسته فرسنگ ها از او دور شده بود و او در حایکه می گریست و گریبان می درید و نفرین می فرستاد، از تیغه کوه بالا رفت تا افق دور دست را بنگرد شاید که در انتهای افق آنجا که آسمان به زمین رسیده بود گلنار خود را مشاهده کند. اما افسوس که افق نیز با او سر ناسازگاری داشت و از نشان دادن گلنار مضایقه می نمود.

سپس خسته و کوفته بر روی تخته سنگی نشست و در حالیکه نی هفت بند خویش را از کمربند می گشود بر این فاجعه نفرین فرستاد و آنگاه لبهای لرزانش را با نی آشنا کرد و آهنگ جدایی که بعدا در میان کرمانج های خراسان به لێ یارێمعروف شد، و از اعماق قلب  خونینش بر خاست بر نی بی زبان دمید و آنرا به فریاد در آورد. گویی از نی هفت بند آن رفیق دیرینش می خواست این بار نیز به فریادش رسیده، ناله ی جگرسوز او را از فرسنگ ها دور و دراز کوهستانی در آن سوی افق بیکران در آنجا که جلگه خرتوت بجنورد به ترکمن صحرا متصل می گردد به گوش گلنار عزیزش برساند. انگشتان بهمن با استادی تمام بر روی سوراخهای نی هفت بند می لغزید و همراه با فریاد و فغان نی، قطرات اشک بر رخسار مردانه بهمن روانه می شد.

بهمن لحظه ای بعد نی را روی زانو گذاشت و به نسیم شبانگاهی التماس نمود که پیام او را به عزیز از دست رفته اش در دیار رنج و غربت برساند و آنگاه دست بر بناگوش نهاد و برخروشید و آهنگ لێ یارێ (Lê Yarê) را این چنین در فغان کوهستان سرداد.

“له یاره” با صدای یلدا عباسی و محسن میرزاده


متن فارسی موزیک در ادامه مطلب 



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1391ساعت 12:50 ق.ظ توسط محمود آگاه| 2 نظر|


آب می جوشد ز کوه در چشمه سار اخلمد             تا دهد زیبائی اش بر آبشار اخلمد 


می دهد بوی بهشت در موسم فصل بهار                از قدم های نسیم پونه زار اخلمد


می زند لبخند پرواز سایه مهر خدر              همنشین مهربانی است با حصار اخلمد 


کوچه باغ های حسرده زیر پای بوی گل         آدمی را می کند مست و خمار اخلمد


شکر می گویم هزار بار من خدای مهربان            در طواف مسجد پای چنار اخلمد 


شاعر محترم : برادر حسین پروازی

نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1391ساعت 11:16 ب.ظ توسط محمود آگاه| 2 نظر|



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391ساعت 03:04 ب.ظ توسط محمود آگاه| 1 نظر|



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1391ساعت 04:30 ق.ظ توسط محمود آگاه| 1 نظر|

1 2 3 4 5 ... 11 >>
Design By : Mihantheme